فقط يک جمله: سايپا خوب طراحي کرد.




---------------------------------------------------

ولنتاين چيست؟
در مورد ولنتاين چندين روايت وجود دارد که دوتا از آنها عبارتنداز:
در روم باستان هرساله جشني برگزار ميشد که در اين روز نام تمام دختران آن شهر را بر روي تکههاي کاغذي مينوشتند و تمام اسمها را در ظرفي ميريختند و هر پسر يکي از آن کاغذها را بر ميداشت که حاوي اسم يکي از دختران شهر بود. (همان کاري که در ازدواجهاي دانشجوئي انجام ميشود!) و آن پسر و دختر براي يک سال با هم دوست ميشدند.
(البته کسي از تقلبهايي که در عهد باستان انجام ميشد خبر ندارد شايد در آن زمان نيز آقازادههايي وجود داشتند که سعي ميکردند با تقلب و اعمال نفوذ در اين مراسم دخترهاي زيباتر را نصيب خود کنند.)
در سدهي سوم ميلادي (برابر با آغاز شاهنشاهي ساساني در ايران)، در روم باستان فرمانروايي بوده است بهنام کلوديوس دوم. کلوديوس باورهاي شگفتي داشته است. براي نمونه: سربازي خوب خواهد جنگيد که زن نگرفته باشد. از اين رو زناشويي را براي سربازان امپراتوري روم منع ميکرد. به فرمان کلوديوس کسي اجازهي ياري به زناشويي سربازان را نداشت. ولي کشيشي به نام ولنتيوس (ولنتاين)، پنهاني عقد سربازان رومي را با دختران دلخواهشان جاري ميکرد. کلوديوس دوم از اين رخداد آگاه ميشود و دستور ميدهد که ولنتاين را به زندان بيندازند. ولنتاين در زندان دلدادهي دختر زندانبان ميشود و سرانجام کشيش به جرم جاري کردن عقد دلدادگان، با دلي عاشق در 14 فوريه سال 269 ميلادي بهدار آويخته ميشود. بنابراين او را به نام فدايي راه عشق ميدانند و از آن زمان تاريخ اعدام ولنتاين نمادي براي عشق شد!
ولي کمتر کسي است که بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه سده پس از ميلاد، بلکه از بيست سده پيش از ميلاد، روزي به نام روز عشق بوده است!
شنيدني است بدانيد که اين روز برابر است با 29 بهمن، يا تنها 3 روز پس از ولنتاين! اين روز «سپندار مذگان» يا «اسفندار مذگان» نام داشته است. فلسفهي بزرگداشت اين روز با نام «روز عشق» به اينگونه بوده است که در ايران باستان هر ماه را سي روز ميشمردند و افزون بر اينکه ماهها نام داشتند، هريک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند. مثلا روز پنجم هر ماه «سپندار مذ» بوده است. سپندار مذ نام ملّي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني و گذشت به همه عشق ميورزد. زشت و زيبا را به يک چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان ميدهد. از اينرو در فرهنگ باستان «اسپندار مذگان» را نماد عشق ميپنداشتند. در هر ماه، يک بار نام روز و ماه يکي ميشده است که در همان روز جشني به فراخور نام آن روزو ماه برپا ميداشتند. از آنجايي که روز پنجم هر ماه «سپندار مذ» («اسفندار مذ») نام داشت و ماه دوازدهم سال هم «اسفندار مذ» نام داشت، در پنجمين روز ماه دوازدهم جشني با همين نام ميگرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گراميداشت عشق است. در اين روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان ميدادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداري ميکردند.
چرا سپندار مذگان در 29 بهمن ميباشد و روز پنجم اسفند ماه نيست؟
زيرا در گذشته ايرانيان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نيز افزون بر آن 12 ماه در سالنماي خود داشتهاند (365 روز سال). بنابراين روز پنجم اسفند (سپندار مذگان)، همان روز 335 سال يا 29 بهمن در سالنماي کنوني ايرانيان است.
منبع: آتشکده - برديانيوز
Printable PDF
--------------------------------------------------- دوست عزيزم سلام
ياهو درحال انتقال سرويسهاي متفاوت خود از جمله 360 به يک پروفايل جديد و واحد ميباشد. و به زودي 360 حذف و در قالب جديد فعاليت خود را مجدد با امکانات جديدتر شروع ميکند.
در همين راستا سرويس 360 ياهو با مشکلاتي مواجد گرديده است. ازجمله در 360 من؛ کامنتها، مسيجها و ... شما به دستم نميرسد و فقط عنوان آن به پستالکترونيکيام ارسال ميشود.
برهمين اساس تصميم گرفتم اين مطلب را در بلاگم قرار دهم تا تو دوست عزيز با کليک کردن روي «نظر ديگران» در پايين همين مطلب بتواني برايم کامنت و يا در همين قسمت با انتخاب قسمت خصوصي برايم مسيج بگذاريد.
شاد باشيد و برقرار
OSTAFA\/\/
---------------------------------------------------
گاهي روزها دست اتفاق را ميگيرم تا نيفتد...
گاهي شبها بالشم را پر از کلمهاي شاعرانه ميکنم تا خواب تو را ببينم و عشق تو را تفسير کنم...
و صبحگاه که از خواب بيدار ميشوم جاي پاي بَرفيت روي گلهاي فرش اتاقم راه ميروند...
وگاهي گريههايم رد پاي دلتنگيهايت را دنبال ميکنند و در روياهاي شبانه باز هم به ديدار حضور تو ميرسند...
به اميد روزي که تمام دلتنگيها، تمام دوريها تبديل به ...
اين بلاگ تعطيل شد. شايد براي هميشه، و شايد روزي دوباره دستي به سر رو روش بکشم و ...
مواظب خودتون باشين، دوستارتون OSTAFA\/\/
دريافت موسيقي: WMA 64Kbps - MP3 128Kbps
--------------------------------------------------- مجموعهي سخنرانيهاي دکتر الهي قمشهاي در قالب دو لوحفشرده (که برنامهنويسي آن با من بوده) پس از گرفتن مجوّز در حال آمادهسازي براي پخش ميباشد. و به زودي قابل ارائه خواهد بود.
دوستاني که تمايل به دريافت مجموعهي «سخن عشق» دارند ميتوانند با ارسال نامهي الکترونيکي ثبت نام نمايند.
--------------------------------------------------- دريافت موسيقي
دست بردار بسه
گوش کن دل خسته
ازش دلگيرم
بي اون من ميميرم
چاره ندارم
ترکم کرده يارم
اي دل عاشق و سادهي من
دست بردار بسه
آهاي دل خسته
همه درها رو به روي من بسته
اوني که رفته
روزي بوده با من
اي دل تيکه و پارهي من
دل من بغضت و بشکن
گريه کن با من
دل من روزاي خوبت همشون رفتن
دل من اوني که قلبش يکي بود با من
دستاي من به اون ديگه نميرسن
%20thumbnail.jpg)
اوني که عمري تو رو بازي داده و رفتش
اين دل خسته از سرت زياده
تو با دروغاش شدي
سره کاري باز ميري
اون خيانت کرده باز کم ميياره
تو ديگه قلبمو آتيش نزن
دل من، دل من، دل من، دل من
%20thumbnail.jpg)
دل من بغضت و بشکن
گريه کن با من
دل من روزاي خوبت همشون رفتن
دل من اوني که قلبش يکي بود با من
دستاي من ديگه به اون نميرسن
عکسها: پارک چيتگر
--------------------------------------------------- سلام
هر وقت ميام اين بلاگ تنها رو به روز ميکنم، ميگم از اين به بعد تنها نميذارمش ولي باز، ولي باز يه مشکلي پيش مياد که نميشه. کلي برنامه براش دارم. ولي مشکلات مجال نميدن.
ايندفعه اگه مشکل مريضي زودتر مشخص شه و حل شه ديگه تنهات نميذارم...
---------------------------------------------------
ديروز، ديروز سال يه پدر بود، يه پدر مهربون، يه بابا!
هر سالي که ميگذره جاي خاليش بيشتر از سال قبل حس ميشه. هر سال دلتنگي دوريش دوچندان ميشه.
وقتي تو نيستي؛ نه هستهاي ما چونان که بايدند، نه بايدها!
مثل هميشه آخر حرفم، و حرف آخرم را با بغض ميخورم.
عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم؛ باشد براي روز مبادا!
اما در صفحههاي تقويم روزي به نام روز مبادا نيست.
آن روز هرچه باشد؛ روزي شبيه ديروز، روزي شبيه فردا، روزي درست مثل همين روزهاي ماست!
اما کسي چه ميداند، شايد امروز نيز، روز مبادا باشد!
وقتي تو نيستي؛ نه هستهاي ما چونان که بايدند، نه بايدها!
هر روز بي تو روز مباداست!
آينهها در چشم ما چه جاذبهاي دارند؟
آينهها که دعوت ديدارند! ديدارهاي کوتاه و از پشت هفت ديوار؛ ديوارهاي صاف، ديوارهاي شيشهايي شفّاف، ديوارهاي تو، ديوارهاي من، ديوارهاي فاصله بسيارند...
آه!!! ديوارهاي تو همه آيينهاند، آيينههاي من همه ديوارند.
بابا دلم برات تنگ شده. يه سر به خواب پسرت بيا...
دکلمه
---------------------------------------------------
از ايـــنور شـب تـــا خـــود ســـتاره * * کيميدونه که کيخوابه کيبيداره
يکي دلش ميخواد بخندهخورشيد * * يکي دلش ميخواد بـــارون بــبـاره
يکي داره پنجـــــره رو ميبــنـــــده * * يکي درو وا ميکـــــنـــه دوبـــــــاره
خــنــــده و شادي و اشک و غــــم * * تـــــــوي دل هـمــــه پــــــا ميذاره
سهــم ما اينــه شايــد زياد و کــــم * * يک سبد لبخـــنـد يــه لحظه غــــم
يکي داره پولاشـو رو هـــم ميذاره * * يکي داره بدهيهاشو ميشمـــره
يکي شبا خـواباي رنگــــي ميبينه * * ســـرشـو که روي بالــش ميذاره
ســهــم ايـــــن يکي کابــــــــوســه * * صابــخونــه! بــدهــي! اجــاره!
فـــــقـــــير و پـــولـدار هــــــر دلــي * * واسه خــودش هزارتـــا غصــه داره
همسفر هستيم باهم تواينمسيــر * * مثل بارون شـو تـــو ايـــن کويــــــر
بي تو اين جاده ميرسه بــه نـاکجا * * تکيهگاهم بـــاش تـــو اي خـــــــدا!
شاعر: نيلوفر لاريپور
--------------------------------------------------- 2 روزه دارم يه کليپ ويدئويي روي تيتراژ ترش و شيرين ميسازم. ميخواستم امشب تمومش کنم بذارم رو بلاگ ولي 360 يکي از دوستامو ديدم و ... اي بابا! دلش بدجور گرفته، خيلي حالم گرفته شد. اصلا دل و دماغ ندارم. شايد فردا ادامش بدم، فعلا آهنگشو ميذارم.
ترش و شيرين (آوا3، 40/2 مگابايت)
توجه: اين فايل و فايلهاي صوتي که در آينده ميذارم علاوه بر تگ اطلاعات کار، در صورتيکه با برنامه جت آوديو نسخه 6 گوش کنيد ميتوانيد اشعار کار را مصراع به مصراع ببينيد.
نظر يادت نره
يا حق!
---------------------------------------------------